تبليغاتX
هدیه قشنگ زندگی ام
هدیه قشنگ زندگی ام
لحظات زندگی دخترم را مینویسم تا اینجا صندوقچه بهترین ساعات زندگی اش شود

 


 دخترکم ! وقتی گاه و بیگاه در حالیکه تازه از خواب بیدار شده ای و یا غرق بازی یاکشیدن  نقاشی هستی و یک لحظه نمیدانم چی به فکر قشنگت می آد که در آغوشم میکشی و با صدای گرم و شیرینت مرا به شنیدن این بهترین واژه عالم مهمان میکنی و بعد به کارت ادامه می دهی ، نمیدانی که چقدر لبریز از عشقم میکنی و من بیش از پیش ایمان می آورم که عشق والد و فرزند نابترین موهبتی است که خدای مهربان به انسان عطا کرده است.

                                   من هم دوستت دارم گل خوشبوی خانه ام

 

پی نوشت 1 : مدتی هست که اینجا نیامده ام نه اینکه از دخترم غافل شده باشم ، نه موضوع این نیست ، یکی از دلائل تاخیر  این بود که در بدو شروع وبلاگ با مشکلاتی که کم و بیش از بلاگفا سراغ دارم میخواستم در ورد پرس بنویسم که منصرف شدم، ولی از این به بعد سعی میکنم اینجا رو به روز نگه دارم.

 

پی نوشت 2: به زودی ازکارهای  پریا در 4 سال و 5 ماهگی اش خواهم نوشت.




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آذر 1388 توسط مامان پریا

 

پریای قشنگم

مدتی بود که یکی از دغدغه های ذهنی ام باز کردن وبلاگی برایت بود ولی نمیدانم چرا نمی توانستم بنویسم شاید چون وبلاگ خوانی ام را از وبلاگ خاله لیلی مهربون شروع کردم که هم قلم فوق العاده ای دارد و هم کم نگذاشته آنچه که در توانش بوده و به معنی واقعی کلمه مادری کرده برای آراز کوچولوی قهرمان ما!

اما من عزیز دلم  نتوانسته ام آنگو نه که تو شایسته ای برایت مادری کنم شاید به این زودیها لیاقت مادر شدن را نداشته ام و شاید به خاطر مسائل بیشماری که در زندگی داشتم و دارم و هنوز خیلی شان حل نشده اندنتوانسته ام  تمام ابعاد زندگی ام را آنگونه که دوست  دارم به پیش برم... همیشه از اینکه مجبور شده ام از ۴ ماهگی ات تو را  با آن نگاه نافذ کنجکاوت به مهد سپرده و از تو خداحافظی کنم و در لحظاتی که باید در کنارت میبودم ونبودم خودم را سرزنش  کرده ام اما مهربان صبور من!تولد وبلاگت را همزمان با تولد ۴ سالگی ات جشن میگیرم و برایت مینویسم از این سالهای شیرین کودکی ات و از خاطرات با هم بودنمان تا اگر روزی بزرگ شدی و اینجا را خواندی بدانی که به یادت بودم در تمام لحظاتی که کنارت نبودم.

     تولدت مبارگ گل من!




نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم خرداد 1388 توسط مامان پریا
   شروع


ای بار خدای به حق هستی

شش چیز مرا مدد فرستی

ایمان وامان و تندرستی

فتح و فرج و فراخ دستی 




نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم دی 1387 توسط مامان پریا
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها


Blog Skin